بیگانگی با فرهنگ کار – علی حبیبی*



البته اینجا منظور من کسانی نیست که بیکار هستند، بلکه منظور افرادی است که همین حالا مشغول کار هستند و روزانه دستکم 8 ساعت در محل کار حضور دارند. ما فرهنگ کار نداریم چون مدیریت صحیح و درست در جامعه حاکم نیست و همین مدیران نیز نمی توانند آموخته های تئوری خود را (البته اگر آموزش دیده باشند) در محیط کار اجرا کنند.
برای اثبات و راستی آزمایی این موضوع راه دوری نرویم و دو کشور آسیایی ژاپن و کره جنوبی را مثال می زنم. این دو کشور به هیچ وجه منابع زیر زمینی مثل ایران ندارند. ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم به توسعه رسید و از خیلی مدت ها هم یک کشور فرا صنعتی و شاید بالاتر محسوب می شود. کره جنوبی چند سالی دیرتر به این مرحله رسید اما حالا هم در حد ژاپن نیست. هر دو کشور رسیدن به این مرحله را بدون شک مرهون مدیریت صحیح و کار و تلاش طاقت فرسای شهروندان خود هستند.
اما یک تفاوت اساسی بین جامعه ما و جامعه ژاپن وجود دارد؛ اینکه ایران خلاف ژاپن، دارای منابع عظیم زیر زمینی مثل نفت و گاز و ثروت های دیگر است، بنابراین ما با چنین سرمایه ای خیلی راحت تر از ژاپنی ها می توانستیم به رشد و پیشرفت برسیم که این طور نشد. همانطور که گفته شد، شاید یکی از دلایل توسعه نیافتگی نهادینه نشدن فرهنگ کار در جامعه ما باشد.
نگارنده در دهه 70 به آماری از میزان کار مفید بین جامعه ایران و کره جنوبی برخورد کرد که برای درک بیشتر این مطلب بد نیست به آن اشاره ای شود. براساس این آمار، میزان کار مفید یک ایرانی در روز (8 ساعت) 16 دقیقه بوده در حالی که در کره این رقم چیزی حدود 7 ساعت برآورد می شد. البته این نکته ضروری است که در آن موقع منابع رسمی کشور هرگز در مورد درستی و نادرستی این آمار اظهار نظر نکردند. با اینحال در سال 91 یک آمار دیگر نیز منتشر شد که میزان کار مفید در ادارات دولتی ایران را تا 22 دقیقه اعلام کرده بود.
دلایل زیادی مانند نبود تناسب در دستمزد کارکنان با کار، ضعف در مدیریت و نظارت، سیستم فرسوده اداری و ازدیاد نیروی کار باعث شده تا نیروی کار ایرانی به میزان لازم فعالیت نداشته باشد. آمارها حاکی از آن است که ناکارآمدی نیروی کار در بخش دولتی به مراتب از بخش خصوصی بیشتر است.
به هرحال آنچه عیان و آشکار است اینکه از نظر میزان کار مفید، جامعه ما یک فاصله معناداری با جوامع یاد شده دارد و این مساله زیاد به تحقیق و تفحص هم نیاز نیست.
یکی از دلایل کم کاری، نداشتن تخصص و توانمندی افراد در انجام کار مورد نظر است یعنی وقتی کسی از تخصص کافی و کامل در رشته شغلی خود بهره مند نباشد، قطعا نمی تواند کارها را به درستی انجام دهد و در نتیجه میزان کار مفید او کاهش خواهد یافت.
در این شکل کار، آموزش هایی که دقیقا مرتبط با کار فرد باشد ارائه نمی شود به عبارتی ارتباط بین آموزش و کار نیست و اصولا آموزش به کار تبدیل نمی شود و به همین دلیل دخالت این آموزش ها در روند کار، اندک است.
اصولا آموزش ها باید برای دستیابی به کیفیت کار و رسیدن به کالا و جنس تولیدی منجر شود اما در خیلی از ادارات ما، آموزش ها برای افزایش میزان ساعات آموزش کارکنان جهت ارتقای شغلی مد نظر قرار می گیرد. این آموزش ها نقش زیادی در افزایش کیفیت کار ندارد و از همین رو آموزش ها باری به هرجهت ارائه می شود. جدا از آموزش، موازی کاری و نیروهای مازاد نیز عامل پایین بودن بهره وری و کار در این نوع دستگاه ها است.
در چنین دستگاه هایی شایسته سالاری مورد توجه قرار نمی گیرد و هر فرد براساس تخصص و توانمندی در جایگاه خود قرار نمی گیرد و به همین دلیل روند کارها بسیار کُند است یا اصلا پیش نمی رود.
این دستگاه ها حالا چه خصوصی و چه دولتی، چون بهره وری کامل در آنها انجام نمی شود و کیفیت خدمات و محصولاتی که تولید می شود بسیار نازل است، همواره در معرض ناکارآمدی خواهند بود. اگر دستگاه خصوصی باشد قطعا ورشکست خواهد شد و چنانچه این دستگاه ها دولتی باشند، همواره باری بر دوش دولت و بودجه عمومی تحمیل می کنند و نه تنها وجود چنین دستگاه هایی ثمری برای جامعه نخواهند داشت، بلکه سهم زیادی از بودجه را می بلعند.
قطعا افرادی که در چنین دستگاه هایی فعالیت می کنند نیز از وضعیت خود راضی نیستند زیرا امنیت شغلی شان به خاطر همان ناتوانی در تولید ثروث در معرض خطر خواهد بود و از سوی دیگر به دلیل همین زیاندهی، شانس افزایش دستمزد و سایر مزایای شغلی از بین می رود. این وضعیت باعث می شود که فرد به خیلی از امور رفاهی زندگی خود دسترسی پیدا نکند هر چند ساعات زیادی از روز را در همین واحدها به عنوان نیروی کار متخصص و غیرمتخصص سپری کند.
در جوامع پیشرفته، همه افراد براساس نیاز دستگاه مورد نظر فعالیت می کنند و کار براساس برنامه، پیش بینی شده است. در حالی که در خیلی از دستگاه های کشورهای غیر پیشرفته ممکن است نیروها به دلیل همان نداشتن تخصص کافی نتوانند اهداف سازمانی را برآورده کنند و کارهای آنان به دوش سایر نیروهای کارآمد بیفتد در حالی که همه از حقوق و مزایای یکسان برخوردارند.
برای توسعه کشور فقط مدیریت درست ملاک نیست بلکه آمادگی و توانمندی نیروی انسانی نیز شرط دیگر است. هیچ کشوری بدون تلاش و کوشش به پیشرفت نرسیده است همچنان که در کشورهای پیشرفته هم تلاش بی وقفه آنها را به این مرحله رسانده و همچنان نیز این ویژگی، مشخصه این جوامع است.
ما نیازمند ارتقای فرهنگ کار در جامعه هستیم و بدون توجه به درآمدهای نفتی، باید تلاش های خود را مضاعف کنیم تا به توسعه پایدار برسیم. این راهی است که حرکت در امتداد آن هر چه به تاخیر بیفتد، جامعه با تاخیر بیشتری به رفاه درخور خواهد رسید ضمن اینکه دستیابی به این امکان برای جامعه ای که روی ثروت های سرشار زیر زمینی خوابیده، زیاد دشوار نیست.
————————————————————————–
*دبیر سرویس اجتماعی ایرنا

**اجتمام**1569**1021



انتهای پیام /*